مقاله ی پشیرو جهت آشنایی مقدماتی خوانندگان با مکتب سوررئالیسم ترتیب داده شده. این، اولین مقاله از سلسله مقالاتی است که در رابطه با مکتبهای ادبی ترتیب داده شده است. برای نگارش این مقالات از بیان نظرات شخصی اجتناب شده و سعی شده است خلاصه ای از مطالعات انجام شده پیرامون مکتبهای ادبی باشد.
همانگونه که در مورد هر حوزه معرفتی، علم و رشتهای میتوان از فلسفه آن علم سخن گفت، میتوان از فلسفه «فلسفه» نیز سخن به میان آورد. در وضعیت کنونی که عمری بیش از دو هزار و پانصد سال بر فلسفه میگذرد و نیز سخن از چهل شاخه فلسفی در جهان میرود، لازم است تا در مورد تعریف، اوصاف، روش، حدود، ارتباط شاخههای فلسفی با هم و با علوم دیگر، ماهیت تاریخ فلسفه، نحوه سیر تاریخ فلسفه، نسبت فلسفه با انسان، ماهیت فهم فلسفی و... که بر روی هم مربوط به فلسفه فلسفه میشوند، تحقیقات مستقل و عمیقی صورت بگیرد. نوشتار حاضر با عنایت به اندیشه و ایده فوق، در دو بخش اقدام به پاسخدهی اولیه و البته نه کامل، به دو پرسش در فلسفه فلسفه کرده است. پرسش نخست مربوط به بیان برخی ویژگیهای اساسی فلسفه و فلسفهورزی است و پرسش دوم در ارتباط با بیان تعدادی از شاخهها و حوزههای فلسفی است.
این نوشتار به بررسی اجمالی نظام های آموزشی ایران می پردازد. در این بررسی سه نظام آموزشی هخامنشی، پس از اسلام و دوره معاصر توصیف می شود. امید است این نگاه به گذشته ما را در تحقق آینده ای روشن یاری کند.
از جمله تعاریفی که برای انسان ذکر شده، این است که «انسان موجودی ابزارساز» است. انسان از بدو پیدایش بر کرة ارض، توانسته است با هوش خدادادیاش، متناسب با اهدافش ابزارهایی بسازد و آن ابزارها را به کار بگیرد. همین ویژگی منحضر به فرد انسان، به او امکان داده است تا علیرغم توانایی جسمانی نسبتاً محدودش (انسان از بسیاری موجودات عالم، از جهات مختلف ضعیفتر است) دیگر آفریدهها را به خدمت بگیرد. آنچه امروزه به نام «تکنولوژی» شناخته میشود، از مظاهر همین قابلیت منحصر به فرد انسان است. ولی این «تکنولوژی» با دیگر مظاهر ابرازسازی انسان تا دوران ماقبل مدرن، دو تفاوت اساسی دارد. یکی اینکه، انسان به برکت این تکنولوژی قدرتی خارقالعاده و حتی فوق تصور به دست آورده است و دو دیگر اینکه این قدرت، برخلاف انتظار، خود انسان را نیز تحت مهار خویش قرار گرفته است، به جای آنکه تکنولوژی در خدمت انسان باشد، به یک معنا انسان در خدمت تکنولوژی قرار گرفته و همین تکنولوژی بسیاری از وجوه زندگی بشر را تحت تأثیر قرار داده و دگرگون ساخته است. از این روی، در زمانه ما، تکنولوژی دیگر یک پدیده عادی نیست. بلکه پدیدهای تعیین کننده و تأثیرگذار است که لازم است، از نگاه فلسفی و نظری مورد تأمل قرار بگیرد.
یکى از اصطلاحات پرجاذبه و ظاهرا شفاف اما واقعا مبهمى که در یک قرن اخیر در محافل علمى، فرهنگى، سیاسى و اجتماعى ایران به وفور بر سر زبانها است، واژه روشنگرى مى باشد. براى نخستین بار در صدر مشروطیت واژه منوّر الفکرى (یا تنویر افکار) وارد زبان فارسى شد و سپس معادلهایى همچون روشنفکرى، روشنگرى، روشن اندیشى و روشن نگرى کمابیش رواج یافتند. این عناوین گرچه که در ظاهر زیبا و مطلوب جلوه مى کنند، اما به خاطر ابهامى که در معنا و مفادشان نهفته است و به اندازه کافى در باره آنها روشنگرى نشده، همواره مورد سوء استفاده قرار مى گیرند و مغالطاتى را به دنبال دارند. این نوشتار در صدد است تا با شفاف سازى در باره «روشنگرى» حقیقت آن را فاش کند و بدین وسیله اولاً، زمینه سوء استفاده از جذابیت ظاهرى آن از بین برود و ثانیا، زمینه براى نقد و ارزیابى آن - در فرصتهاى آتى - مهیا شود. با توجه به وارداتى بودن این اصطلاح، فهم درست آن نیازمند بررسى مفاد آن در بستر فرهنگ غربى است که خاستگاه اصلى آن مى باشد. بدین منظور نهضت روشنگرى یا عصر روشنایى را که پدیده اى فرهنگى اجتماعى مربوط به قرن هیجدهم در اروپا بوده است، مورد تحقیق و بررسى قرار مى دهیم. اما نخست براى روشن شدن مراد از عصر روشنایى به طور فشرده و مختصر نقطه مقابل آن؛ یعنى عصر ایمان را معرفى مى کنیم و سپس زمینه هاى بروز و ظهور عصر روشنایى را در عصر ایمان بیان مى کنیم و بالأخره اوصاف و ویژگیهاى عصر روشنایى و نهضت روشنگرى را ذکر مى کنیم.
طی 40 سال قبل کسانی که به دنبال دانش و یادگیری بودند، دوره مدرسه را تکمیل کرده و به سادگی به مشاغلی وارد میشدند که تمام طول عمر شان صرف آن می شد .. توسعه اطلاعات به کندی صورت میگرفت و عمر اطلاعات به چندین دهه میرسید. امروزه کلیه اصول زیربنایی تغییر کرده است. اطلاعات به صورت نمایی رشد کرده و در بسیاری از زمینهها، دوره آن در قالب ماه و سال ارزیابی میشود. یکی از فاکتورهای موثر، کوچک کردن نیمه عمر اطلاعات است. نیمه عمر اطلاعات، گستره زمانی است که از زمان حصول اطلاعات تا قطعی شدن آن را پوشش میدهد. واژه نیمه اکنون معنای 10 سال قبل را ندارد. میزان اطلاعات جهان در طی 10 سال قبل دوبرابر شده است و طبق گفته اتحادیه استاد و آموزش آمریکا در هر 18 ماه دوبرابر میشود. جهت مبارزه با کوچک شدن نیمه عمر اطلاعات، سازمانها نیز ملزم به توسعه شیوههای جدیدی جهت کاربری دستورالعملها شدهاند.
اپیکوروس یکی از فلاسفه یونان باستان است که او را به عنوان نماینده مکتب لذت گرایی (اصالت لذت) می شناسند. مطابق آموزه های این مکتب لذت مبدأ و مقصد حیات آدمی به شمار می رود و سعادت جز به وسیلهی لذت جویی امکان پذیر نیست. تأثیر فلسفه اپیکوروس در تاریخ به حدی بوده است که حتی امروزه هم در زبان انگلیسی، فرد خوشگذران و لذت جو اپیکور نامیده می شود. بررسی فلسفه اپیکوروس همانند سایر مکاتب تأثیر گذار، بیانگر نکات مهمی از دغدغه های بشری است.
اپیکوروس یکی از فلاسفه یونان باستان است که او را به عنوان نماینده مکتب لذت گرایی (اصالت لذت) می شناسند. مطابق آموزه های این مکتب لذت مبدأ و مقصد حیات آدمی به شمار می رود و سعادت جز به وسیلهی لذت جویی امکان پذیر نیست. تأثیر فلسفه اپیکوروس در تاریخ به حدی بوده است که حتی امروزه هم در زبان انگلیسی، فرد خوشگذران و لذت جو اپیکور نامیده می شود. بررسی فلسفه اپیکوروس همانند سایر مکاتب تأثیر گذار، بیانگر نکات مهمی از دغدغه های بشری است.

